عوامل پيروزى و شكست
عوامل پيروزى چيست؟ عوامل شكست كدام است؟
عوامل اصلى پيروزى را مى توان چنين برشمرد:
اول- اتحاد رزمندگان.
دوم- اطاعت از رهبرى.
سوم- وفادارى به فرمانده و امانت دارى نسبت به او.
چهارم- شرايط مناسب در داخل.
ماهى الا الكوفه اقبضها و ابسطها، ان لم تكونى الا انت تهب اعاصيرك فقبحك الله "و تمثل بقول الشاعر": "لعمر ابيك الخيريا عمرو اننى على و ضر من ذا الاناء قليل" "ثم قال عليه السلام:" اثبئت بسرا قد اطلع اليمن و انى و الله لا ظن ان هولاء القوم سيدالون منكم باجتماعهم على باطلهم و تفرقكم عن حقكم، و بمعصيتكم امامكم فى الحق و طاعتهم امامهم فى الباطل، و بادائهم الامانه الى صاحبهم و خيانتكم، و بصلاحهم فى بلادهم و فسادكم، فلو نتمنت احدكم على قعب لخيشيت ان يذهب بعلاقته،...
جز كوفه چه مانده است كه بر آن فرمانروائى كنم؟! اى كوفه! اگر تنها تو مانده اى كه همچنان گردبادهايت وزان است، خداوند ترا ويران كند! سپس اين شعر را خواند: 'اى عمرو! به جان پدر نازنينت از اين سفره جز اندك چربى چيزى براى من بر جاى نمانده است.' و آنگاه افزود: 'آگاهى يافتم كه "بسر بن ارطاه جلاد" بر يمن مسلط شده است. به خدا سوگند، كه من گمان مى كنم اين قوم به زودى بر شما چيره خواهند شد "و به جاى شما زمام حكومت را به دست خواهند گرفت." چه آنان بر سر باطل خود همراهند و شما در حق خويش پراكنده ايد. شما از گفته ى بر حق پيشواى خود سرپيچى مى كنيد و آنان از سخن نارواى رهبر خود پيروى مى كنند. آنان امانت را به صاحبانش باز مى گردانند و شما در امانت خيانت مى كنيد. آنان در ديار خود درستكارند و شما فساد و آشوب در پيش گرفته ايد. اگر به دست يكى از شما كاسه ى چوبينى بسپارم، بيم آن دارم كه دستگيره اش هم از دست برود.
بار خدايا! من اين جماعت را خسته كرده ام، آنان نيز مرا، من آنان را به ستوه آورده ام آنان نيز مرا، خداوندا! از آنان بهترى را به من عطا كن و بدتر از چو منى را نصيب آنان كن! بار الها! دلهاشا را آب كن، بدانسان كه نمك در آب حل مى شود. به خدا سوگند! دوست مى داشتم كه به جاى شما تنها هزار سوار از 'بنى فراس بن غنم'- كه در بزرگ منشى و اطاعت از رهبرى پرآوازه بودند- به همراهم بود. 'اگر به هنگام نياز، ايشان را فراخوانى، سوارانى چون ابرهاى تابستانى به سويت مى شتابند.' [ نهج البلاغه، خطبه ى 25. ]

