وقتي نامي از نوآوري ،شكوفايي وخلاقيت مي شنويم ذهنمان به جاهاي مختلف سرك مي كشد به گذشته ، به آينده وبه هر جايي كه بشود وبتوان نوآوري وخلاقيتي درآن سراغ گرفت يا زمينه هاي بروز آن را تقويت كرد ... بي گمان آموزش وپرورش ونظام آموزشي هركشور زمينه ساز نو آوري وشكوفايي است بايد ديد آيا آموزش وپروش سرزمين ما مي تواند در پرورش خلاقيت ، شكوفايي ونوآوري نقشي تعيين كننده داشته باشد يانه؟
از آغار آموزش وپرورش نوين دركشورما نزديك به صدسال مي گذرد دراين يك قرن فراز وفرودهاي بي شماري بر اين دستگاه فرهنگ ساز رفته كه بيان برخي از آنها توليد ياس مي كند قصد ندارم درابن نوشتار نااميدي تزريق كنم اما مي كوشم با دوري از تعصب نظرم رابي كم وكاست بگويم تا از دايره انصاف گامي بيرون ننهاده باشم .
يكم: نقش كتاب هاي درسي دانش آموزان درخلاقيت
اگر كتابهاي درسي ديگر كشورها را تورقي كرده باشيم درمي يابيم آنچه به عنوان محتواي درسي به دانش آموزان عرضه مي شود داراي چگالي كم وحجم متناسبي است به شكلي كه محتواي كمي را بامثالها ، نمونه ها ، جداول وشكل هايي به دانش آموزان عرضه كرده اند در اين موارد معلم با آزادي نسبتا زيادمي تواند بر كارهاي خلاقانه دانش آموزان تاكيد كند ، به آزمايش بپردازد ، گردش علمي ترتيب دهد و.. درحالي كه كتابهاي درسي كشور ما حجم زيادي را در صفحاتي نسبتا زياد درخود جاي داده اند ومعلم مجبوراست همين محتوا را درساعاتي محدودتر به دانش آموزان تدريس كند ، باقي ماجرا معلوم است دراين زمينه نمي شود از معلم انتظار داشت دانش آموز را به نوآوري وادارد ، آنها را به گردش علمي ببرد وآزمايش هاي كتاب را بيشتر از حفظ متون كتابها مورد اهميت واجرا قرار دهد. جالب آن كه باآمدن هر وزير تازه واردي به اين وزارتخانه صحبت كاهش متون درسي وصفحات كتابها مطرح مي شود وكارشناسان تاليف كتابهاي درسي كه حياتشان را دراطاعت از اوامر ملوكانه وزير مي بينند دست به كاهش محتوا مي زنند آن هم كاهش مثالها واشكال نه كم كردن محتوا درنتيجه اگر چه به ظاهر محتوا كم شده اما نه تنها از وظيفه معلمان كاسته نشده كه بر مسئوليت وگرفتاي آنان نيز افزوده شده است .

